محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
530
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ديگر آنكه در موضع ميانه ، كه از توابع آذربايجانست ، دو قريه در مقابل يكديگر واقع شده و پشتهء بلندى در ميانهء قريتين بوده چنان زلزله شده و كوه چنان از هم پاشيده كه اهالى آن دو قريه عمارت و باغات يكديگر را مشاهده مينمايند . ديگر در اوايل اسفند ماه جلالى سنهء مذكوره در اكثر محال از بلاد عراق ، دو شبانروز على الاتصال بادى در وزيدن آمد كه صرصر عاد نسبت به آن باد ، نسيم صبا و شمال جانفزا بود . درختان قوى هيكل قديم « 1 » را از بيخ و بن بركند و بناهاى راسخ البنيان عظيم را از پاى درافكند و جميع ديوارهاى باغات را [ 290 ] انداخته آن باغستان بار ديگر دشت صحرا گشت و بعد از انقطاع باد ، بارانى در غايت تندى باريدن گرفت و زمان اين باران امتداد يافته ادرار سحاب و طغيان آب بمرتبهاى رسيد كه جماعتى كه قصهء « 2 » طوفان نوح عليه السلام و خصوصيات آن را « 3 » از افواه شنيده بودند ، درين جزو زمان آن طوفان را با صفات زايده به عين اليقين مشاهده نمودند و با اين طوفان ، آب نهرها و رودخانهها بمثابهاى ترقى نمود كه موجب خرابى بعضى محال گرديد ؛ از آن جمله زاينده رود اصفهان آبش به نوعى طغيان كرد كه اكثر پلها و قنطرها كه برين رود بستهاند ، بعضى از تلاطم آب شكسته از هم فرو ريخت و بعضى [ ديگر ] در زير ريگ و سنگ مانده اثرى ازو ظاهر نيست و تمامى طاحونها كه بر حوالى و حواشى اين رود داير بود ، آب آن را از جاى كنده آلات و ادواتش را بعضى آب [ برد ] و بعضى در زير سنگ ريگ ماند چنان كه به هيچ نوع اثرى از آن طواحين نماند و قريب به مدت يكسال در دار السلطنهء اصفهان با وجود آن جمعيت و كثرت ، مدار بر آسياى گاو بود و بعضى نهرهاى عظيم كه از زنده رود منشعب گشته باعث زراعت و معمورى چند قريهء عمده بود ، چنان انباشت كه با زمين و صحرا و دشت مساوى گشت و همچنين
--> ( 1 ) - م : درختان قديم قوى هيكل ( 2 ) - م : قضيه ( 3 ) - م : با خصوصيات آن